عکس
6 تیر 92.
گلم عزیز دلم 1چن تایی عکس برات میذارم حالشو ببر بزرگ تر که شدی نگو من شیطون نبودم ظ
به نظرت اینا آثار چیه رو صورتت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فکرشو بکن 1نیمه شبه و بابای بیچاره از هیئت برگشته بیخبر از همه جا فکر کرده اینا خونه
!!!!!!! طفلکی کلی نگرانشد تا از در اومد تو..... دیگه خبر نداره که پسملش به جای لالا شیطنتش اون ساعت گل کرده........ فهمیدی چی بودن؟
آره آلبالو که فقط خودتو رنگ مالی کردی بجای خوردنشون......
اینجام به خاطر فلاش دوربین چشماتو می بستی....... از دکور مقابلت تعجب نکن
بله این هم از بازی های آخر شبی اون روزمون بود که "اوشون""سبد سیب زمینی پیاز" تا نشیمن تشریف فرما شده بودن
چون بابایی هم نبود کاریت نداشتم که 1وقت گریه نکنی........
حیاط خونه بابا جونی فدای اون پستونک گذاشتنت بشم چپکی.......

بدون شرح


مامان فدای اون چشمات. فدای اون دستات که هربار میریم حیاط باید حتما درو ببندی...... 



عکس
